تبليغاتX
تحلیل و طنز سیاسی

شاید کمی دیر باشد اما شنیدنش خالی از لطف نیست. قصه چپ شدن چشم امیر خانی و دیدن نهال انقلاب در ترکیه و آنتالیا از آن حرف هایی است که به قول احمدی نژاد موجب انبساط خاطر شد.من امروز مثل همه ی منتقدان امیر خانی برای انتقاد به او نظرم به نفحات نفت است. چون فقط در این کتاب است که پرده از منویات درونش افتاده، برون جسته از عدم به سخن و بیان حرفش می پردازد.اما قبل از این میل دارم کمی در باره ی مبدا و منشا این احوال مدرن امیرخانی که لاجرم موجد از دریافت نفحات مدرن از این طرف مدیترانه است سخن بگویم. یعنی این که چه شد از میان این هم آدم امیر خانی صاف افتاد وسط ترکیه؟ فهمیدنش راحت الحلقوم است، قصه از این جا شروع شد که آقا به گمان حقیر از انتقادات رادیکال و بل فوق رادیکال سید احمد فردید و اطرافیان رنجور و نزار گشته حالا دارد از غصه فرافکنی می کند بلکه شاید مریدان آن مرحوم را بیازارد وگرنه چه معنی دارد آدمی این قدر آن طرفی برود که هنوز نه قبض وبسطی در شریعتش افتاده و نه حرف و حدیثی جابه جایی در قدرت الوین تافلر بشود کتاب مقدسش و داد و بیداد کند آی دزد آی دزد هویت شما را دارند می دزدند مردم جهان را مسطح نبینید این دام فردیدیون است شما اتم صفتید ماشا الله هزار ما شالله در فردیت حافظ شما روی بنتام و راسل را هم سفید کرده و ...؟

اما بگذریم جناب آقای امیر خانی اگر گوش کنند دو کلام دیگر حرف حساب داریم.

من سروش را هیوم اصلاح طلبان می دانم . چه او رو راست بود همانند دیوید هیوم. با چه رو راست بود؟ با این که راست و حسینی اگر می خواهید مدرن شوید دینتان شاخ و برگ دارد، به در و دیوار می خورید شاخه هایش را قطع کرده و راحت راه بروید. د آخر نمی شود مثلا حکم مرتد داشت و مدرن شد و یا سرمایه دار را از عقاب ترساند که زکات بده و گرنه می برندت کنار شیطان رجیم بوی گوشت برشته استشمام کنی!!. نمی توان حکم ارتداد سلمان رشدی خشک نشده جزو اتحادیه اوپا بشویم(کنایه از غربی شدن!!!!) حالا با این اوصاف که سخنانی از یک جهت کاملا حق است یعنی همان جهت آقای امیر خانی دیگر حضرت امام سر از ترکیه در آورد به جان زنده دلان اجتماع نقیضین است آن هم از نوعی که هگل هم قبول کند.

در ثانی سخن امیر خانی در مورد برخی مشکلات کشور حق است همه می دانند نظام دولتی کامل دست رانت خوار را باز می کند، پای متعهد غیر متخصص را به مناصب حکومتی باز می کند و مثلا کسی در عمرش یک کتاب داستان نخوانده می شود مثلا مسئول فلان حوزه هنری وزارت ار شاد و یا وزیر خارجه هایمان پایان نامه ننوشته اند مانند مدرن ها و ... اما این انتقادات کجا و این که جهان را کروی ببینید کجا؟ جهان را کروی ببینید یعنی نظام جهان را بپذیرید خودتان را با آن وفق دهید یعنی محافظه کاری یعنی نفی انقلاب یعنی مبارزه ما با فساد باید مبارزه چریکی باشد هیچ چیز را نمی توان از بن و ریشه تغییر داد آن وقت تنها راهت برای مسلمان شدن می شود آمریکا با اخلاق اسلامی آن وقت تمام مفاهیم انقلاب از جمله استکبار ستیزی می شود کشک! جان من نمی شود؟ و آیا این التقاط نیست یعنی سطحی زندگی کردن یعنی فقط سود دنیایی مهم بودن یعنی هر جا دلت خواست اخلاق اسلامی داشته باش هر جا با سودت در افتاد نا مسلمان باش؟ می توان نظام جهان را پذیرفت و اما ربا را نپذیرفت؟ با این اوصاف حتی آن سخن آمریکای اسلامی هم نمی شود تناقض؟ یعنی سطحی زندگی کردن و ولنگاری؟

ما مرتب این حرف ها را برای مردم می گویی اما اکثر هم لا یعقلون!!!

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1390ساعت 15:27  توسط وحید  |